احمد على بابائى
49
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
سخن گفتن اى مرد تو پنهان شدهاى زير زبان * معلوم شوى كه بودهاى بعد بيان دانى كه زبان برافكند پرده ز عقل * سنجيده بگو يا سخنت كن پنهان المرء مجبوء لسانه ، ( إلخ ) مرد پنهان باشد در زير زبان خود و چون زبان بگشايد آشكار گردد كه چه كسى باشد و چگونه مردى است چنان كه سخن گفتن نشانه عقل و دانايى بوده و انسان را بنماياند ، و تو اى مؤمن نگو سخنى را كه در آن نسنجيدهاى و بدان كه چنانت خوار گرداند پس از گفته شدن و آن وقت است كه ديگر گفته باز نگردد در دهان و گوينده شرمگين شود و شنونده او را بشناسد و بداند كه تا چه اندازه درك مىكند و چه كسى باشد ، و خردمندان هميشه قبل از گفتن هر سخن آن را بسنجند و در هر مكان كه گفتهاى پيش آمد لب نگشايند و سخن بيهوده نرانند كه مى دانند زيان ببار آورد گفتن سخن هاى بيهوده و نسنجيده ، نيز كسانى كه سخن برانند از هر نكتهاى و هر دم زبان به سخن گشايند خود را نشان داده و پايه عقل خويش را كه نشانه بى - خرديست به همه آشكار سازند . پس : اى مرد تو پنهان در زير زبانت بوده و آشكار گردى بعد بيانت و چون دانستى كه زبان پرده از عقل بر افكند سخنت را بدان كه چه مى گويى و يا آنكه پنهان نما گفتهات را چون ندانى چه خواهى گفت كه باعث رسوايى بوده و زيان ببار آورد .